مامان همیشه عاشقته
سلام به عشق پاکم زیباترین پسر دنیا
ببخشید وقت نکردم بیام خاطراتتو بنویسم
من و بابایی 4اسفند تو رو بردیم شهر بازی من وتو ماشین سواری کردیم و بابایی ازمون فیلم گرفت
جمعه 9 اسفند هم با عمو جواد ودوست بابایی رفتیم جزیره ماهیگیری.توی جزیره یه کفشدوزک خوشگل پیدا
کردیم وکلی باهاش سرگرم شدیم بعدم رفتیم یه جای سرسبز ناهار خوردیم کلی واسه خودت بازی کردی و
بهت خوش گذشت منم ازت عکس گرفتم.
یه روز هم من و تو رفتیم کنار دریا و من گذاشتم یه دل سیر با شنهای دریا بازی کنی
اسمتو رو شنها نوشتم .مرغای دریایی اومدن کنارمون وتو براشون بای بای کردی.
سه شنبه 13 اسفند اولین باری بود که به یه بانک قدم گذاشتی بانک ملی
15اسفند هم رفتیم دیر .بعدم رفتیم یه روستایی به نام خرگونه که اونجا با مرغ و خروسا و بزغاله های
کوچولو کلی ذوق کردی وخییییلی بهت خوش گذشت شب جمعه هم رفتیم عروسی فامیلمون نفسم
برگشتیم بوشهر . یه شب که خاله و رایان هم باهامون بودن رفتیم نمایشگاه
18 اسفند هم با بابایی رفتیم کنار دریا و مرغای دریایی مهاجر رو دیدیم
و یه شب هم به اتفاق
خاله اینا و عمو محمود رفتیم پارک اونجا سرسره بازی کردین
وبا رایان کوچولو یازی توپ بازی انجام دادین. ماهم کلی با شادی شما خندیدیم.
انشاالله که همیشه سالم باشی و لبت خندون باشه پسر گلم. عمر من
ایشاالله که همیشه بهت خوش بگذره.


مامان همیشه عاشقته 
